مرتضى راوندى

146

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تعاليم سياسى ابن مقفّع هر فرمانى مطاع نيست در كتاب رسالة الصحابه ضمن گفتگو از وظيفهء خطيرى كه به عهدهء خلفا و زمامداران است از لزوم نظم و انضباط در كار سپاهيان سخن مىگويد ولى در هرحال معتقد است كه اطاعت سپاهيان و سران ارتش از خليفه وقت بايد تابع قواعد و اصولى باشد و هر دستور و فرمانى را كه از طرف زمامداران و خلفا صادر مىشود نبايد چشم و گوش بسته اجرا نمود . ابن مقفع مانند كنفوسيوس ، متفكّر و فيلسوف چينى ، معتقد بود كه در برابر فرمانروايان ستمكار بايد مقاومت و پايدارى نمود و از اجراى فرامين ناصواب آنان سرپيچى كرد . به‌نظر ابن مقفع عموم مردم ، حق رأى و پند و نصيحت دارند و مىتوانند رأى و عقيده خود را در اصلاح امور و مقتضيات كارها اظهار كنند و اگر نقص و عيبى ببينند اولياء امور و خلفا و سلاطين را بدان توجه دهند ولى نبايد از امر دولت تخلف ورزند . يكى ديگر از تعاليم سياسى ابن مقفع اين است كه « بايد امير المؤمنين ميان ديوان ( صاحب الجيوش ) يعنى بين سازمان سپاه و ماليّه يا ديوان استيفاء تفكيك و جدايى افكند به اين معنى كه فرمانده سپاه نبايد عهده‌دار ديوان ماليه يا ( ديوان استيفا ) شود . در آن زمان سران سپاه خود مستوفى نيز بودند و از اين راه مىتوانستند به مردم ظلم و ستم روا دارند . به‌نظر ابن مقفع مداخله سپاه در امور مالى باعث فساد و انحراف روح سلحشورى مىشود و معمولا فرماندهان سپاه حاضر نمىشوند كه حساب پولهايى را كه از مردم و رعايا گرفته‌اند پس بدهند و گاه ، راه طغيان و عصيان پيش مىگيرند و اين جمله به زيان كشور و مردم است . ديگر از تعاليم سياسى ابن مقفع اين است كه كار را بايد به كاردان سپرد و اگر در دستگاههاى دولتى زيردستى از زبردستان خود اليق و كاردان‌تر است نبايد به استعداد و لياقت او بىاعتنا بود . همچنين بايد به تعليم و تربيت سپاهيان و كارمندان ديوان كوشيد و حقوق و ارزاق آنها را در وقت معين پرداخت و به‌وسيله بازرسان و مأمورين مخفى بايد از وضع سپاهيان و سران قشون و كارمندان دولت باخبر گرديد . به‌نظر ابن مقفع بايد كليه قوانين در جهان اسلامى مبتنى بر عقل و عدل باشد . به نظر او هميشه نمىتوان از قياس نتيجهء خوبى كه مقرون به عدل باشد به‌دست آورد . شما